"هیچت ار نیست مخور خون جگر،
دست که هست"! بیستون را یاد آور،
دستهایت را بسپار به کار، کوه را چون پرِ کاه از سر راهت بردار
! و چه نیروی شگفت انگیزیست، دست هایی که به هم پیوسته ست!
فریدون مشیری
برچسب: امید,امید دانا,امید علومی,امید کوکبی,امید جهان,امید حاجیلی,امید زندگانی,امید معماریان,امید ابراهیمی,
نویسنده: هلیا شاکری